انجمن‌
درود به شما کاربر گرامی
شما عضو انجمن نيستيد! برای دسترسی به تمام امکانات انجمن عضو شويد! عضويت شما در انجمن کمتر از يک دقيقه زمان خواهد برد

پس از عضو شدن، شما می‌توانید در این انجمن فعالیت کنید






 
الرئيسيةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 تاريخ اقوام آريايي ايراني

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
milad
دوست جدید
دوست جدید


شمار پست‌ها : 50
اعتبار : 8
تاریخ پیوستن : 2012-05-08
ذكر

پستعنوان: تاريخ اقوام آريايي ايراني   13/5/2012, 03:17

پيش گفتار

براي حذف دروغها از تاريخ ايران بزرگ و قاره كهن، بايد تاريخ را دوباره نوشت، تاريخ نويسي از توانايي يك نفر خارج است، تاريخ بايد توسط فرهنگستان تاريخ ايران نوشته شود. فرهيختگان و دبيران اين فرهنگستان، بايد از ميان افراد دانشور علم جغرافيا ـ تاريخ انتخاب شوند، و اين فرهنگستان مي تواند تاريخ را نگارش و تآييد موقت كند. نوشته هاي تاريخي كه توسط افراد بصورت پراكنده و بدون پيوستگي با علوم مربوطه نوشته شده باشد، فقط نظرات شخصي نويسنده آنها مي باشد، حتي اگر آنها كتاب هاي تاريخي و نگارش شده در گذشته ها باشد. به همين جهت بايد تمام كتاب هاي تاريخي توسط فرهنگستان تاريخ باز خواني شوند، و با حساب تمام فرمولها و فاكتور هاي علمي موجود، باز نويسي گردند.

در كتابها و نوشته هاي تاريخي، منجمله تاريخ اقوام آريايي ايراني، آنچه كه مي بينم تكرار و تكرار و رو نويس هاي مجدد، بدون هيچ تحليل و بررسي هاي نوين است. در آنها تاريخ، چون داستان نوشته شده، كه چه شاهي آمده و چه كرده و كدام جنگ بوده، و مقداري اتفاقات با سطحي نگري ذكر شده. عموماً با غرض ورزي و شگرد هاي مختلف هستند، يا براي پول و جاه و مقام در دوره هاي مختلف نوشته شده اند، كمتر سالمند. اميدوارم جوانان عزيز متخصص قاره كهن منجمله ايران خودمان با تحقيق ها و تحليل هاي عميق، عيني و علمي مستقل، به نگارش تمام دوره هاي تاريخ در محيطي دمكرات بپردازند. هزاران سال تاريخ در چند ميليون كيلومتر مربع، و ميليادها آدمي كه در گذر تاريخ بودند، كار و بررسي هاي وسيع و زمان بر لازم دارد، و نبايد به اندك دانشي كه غربيها براي ما گذارده اند اكتفا نمود.

همچنين ديده ام، كه تاريخ نويسان باستاني، قرنها وساليان را خيلي طولاني مي نويسند، مثلاً مي گويند، قوم ايكس از هزاره دوم تا هزاره سوم ق.م، در اينجا مي زيست و طي چند قرن به اينجا و آنجا رفته است. نمي دانم چرا آنها متوجه نيستند، يكهزار سال در تاريخ بشري خيلي چيز ها تغيير مي دهد، هر چند كه طبق قوانين و فاكتور هاي تاريخ و فرهنگ ياد گيري زمان در هر دوره از ساختار هاي تاريخي اجتماع تعريف خاصي دارد، ولي يك دفعه هزار سال را پريدن خيلي عجيب و بي مفهوم است. يك مثال بزنم من مابين دو روستاي زيباي جل و چلاسر زندگي مي كنم، تا 30 سال پيش اينجاها در عمق تاريخ بودند، تمام خانه هاي روستا خونه گلي و از نوع خانه هاي ذگالي مازندراني و گيلاني بودند. در آن زمان روستاي جل حدود 15 خانوار داشت، و چلاسر حدود 75 خانوار، جل را مي گفتند جل چلاسر. در كمتر از مدت 30 سال وضع بطور كلي تغيييرات ناپيوسته كرد، و دو روستا از عمق تاريخ با يك جهش به سطح و بروز تاريخ آمدند. اسبها و گاري هاي جاي خود را به گرانترين اتوموبيلها دادند، باغها و زمينها چند ده هزار برابر قيمت پيدا كرد، خانه هاي تاريخي همه از بين رفتند، و جاي آنها را بهترين ويلاها گرفتند. فقط طي يك نسل فرزندان كشاورزان تاريخي، به مردمان مدرن اروپايي تبديل شدند، البته شايد نمونه اين جهش سريع در هيچ كجاي دنيا ديده نشود. هر كدام از روستاهاي جل و چلاسر، داراي شوراي مستقل شدند، و تابلو ورود و خروج روستا و حدود مرز تعـيين شد.

در اين منطقه اي كه امروز من هستم، و گفتم مابين دو روستاي فوق قراردارد، 35 سال پيش در 1355 خورشيدي پدرم باينجا آمد، او اولين نفر مهاجر از تهران و شهر هاي بزرگ بود. پدرم قبل از پايان شاهنشاهي پهلوي، ضمن درست دانستن از اوضاع پيش آمده آن دوران، و با پيش بيني خوب، يك قطعه زمين خريد، واقعاً خيلي ارزان يا تقريباً مفت بود. اينك منطقه مابين اين دو روستا با يك كيلومتر مربع مساحت، حدود 20 خانوار و يك كارخانه بزرگ دارد. مدت دو سه سال است، بين دو روستاي جل و چلاسر اختلاف ارضي براي اين قسمت بوجود آمده، شوراي جل مي گويد ما ديگر مستقل هستيم، و بيش از 100 خانوار ثروتمند داريم (نسبي)، اينجا خاك جل است، و چلاسر مي گويد اين بخش متعلق به ماست ما بزرگتريم و 300 خانوار داريم. با كند پلاك و تابلو و غيره، اين اختلاف همچنان ادامه دارد، آنها از يك قوم و فاميل و حتي همدل هستند، تنها دليل منطقي اين برخوردها در ذات بشر است. اميد است روزي برسد، كه بشر در خدمت طبيعت و انسانيت باشد، و دست از تخريب و انقراض بردارد.

خوب وقتي در مدت 30 سال اين تحول بزرگ صورت پذيرفته، و نمونه هاي ديگر را در جدا شدن شهر ها و روستا ها از يكديگر زياد ديده ايم، كه گاه خطر ناك و با كشته مي شود. در نتيجه نمي توان با دانستن از ذات بشري و تحليل هاي اجتماعي، براحتي تاريخ را سطحي و داستاني نوشت. اگر فيلمها و تحقيقاتي درباره قبايل آفريقايي داشته باشيد، متوجه مي شويد كه اين اختلافات در قبايل بدوي، در آفريقا و گوشه و كنار جهان هم خيلي خشن وجود دارد. بنابر اين در مدت چند قرن تاريخ با آمدن و رفتن چند پادشاه و داستان، جمع و جور نمي شود، تاريخ نگاري نوين، حوصله مي خواهد، و كار زمان بر مي برد.

در ضمن بايد تعريف هاي، حكومت، شاهنشاهي، پادشاهي، امپراطوري و غيره، را بدرستي دانست و اشتباه بكار نبرد. مثلاً براي قبايل بدوي مي نويسند، امپراطوري در اينجا يا آنجا تشكيل دادند، در صورتيكه حكومت قبيله اي بوده نه چيز ديگري، به اين مسائل دقت شود. همچنين بايد از نام هاي تاريخي جغرافيايي در همان زمان يا نام زمان حال استفاده نمودد، بسيار ديده شده كه براي يك دوره، از نام هاي جغرافيايي دوره هاي مختلف استفاده مي شود، مثلاً در يك موضوع مي گويند، آسياي صغير، جاي ديگر، آناتولي، و يا تركيه. البته در اين مورد من هم اشكال داشتم، كه به مرور با تحقيق هاي نوين، در نوشته هايم درست خواهم كرد.

در اين برگه نوشتن تاريخ اقوام آريايي را شروع نمودم، و سعي ميكنم دروغ هاي تاريخي را از ميان تاريخ آنان بر چينم، ولي كاري زمان بر است، و از عهده يك نفر براي بازنويسي خارج است. عزيزان كه مي توانند ياري نمايد، سپاسگزار مي شوم، در نظرات بنويسند كه برنامه بگذاريم. فعلاً با همين نوشته هاي عمومي تاريخ شروع كردم، ولي بزودي با واژه هاي جديد، طرح و برنامه نوين، كار را ادامه خواهم داد.

توجه: در صورت تقاضاي عزيزن متخصص، منابع خاص تحقيق و تحليل را معرفي مي كنم.

*

عكس تابلوي سرنگون شده خوش آمد گويي روستايي، 2011 ميلادي، عكس شماره 4505 .

اقوام آريايي ايراني كيميري

آنچه كه از بررسي زمان آنها پيداست، در قبايل اوليه از ساختار هاي تاريخ اجتماعي بسر مي بردند، و ساکن جنوب روسیه بودند، اواخر سده هفتم ق.م، بخش هايي از قفقاز عبور کرده، وارد آسیای غربی شدند، و بر ضد اربابان اورارتویی خود سر به شورش برداشتند. برخی از نویسندگان باستانی آنان را از ساکنان جنوب روسیه می‌دانند، تالگرن، نیز می‌فهماند که استپ روسیه واقع در شمال دریای سیاه در تصرف قوم کیمری بوده است. استرابون می‌گوید، که آنان از طریق بالکان و داردانل به قاره کهن رفتند. در منابع آشوری از آنان به عنوان گیمیریای Gimirrai یاد شده است، نام آن ها را نیز با گومر Gomer پسر یافث، که در تورات از آنها نام برده شده است، یکسان می‌دانند (سفر پیدایش، باب 10- آیه 2-3). در اسناد آشوری و یونانی، کیمری‌ ها را گاهی با اقوام سکاها یکی دانسته ‌اند. در واقع این دو قوم کاملاً به هم مربوط بوده و غالباً به یک زبان سخن می ‌گفتند. ....ادامه دارد...

اقوام آریایی ايراني میتانی،

آنچه كه از بررسي زمان آنها پيداست، ابتدا آنها در قبايل اوليه از ساختار هاي تاريخ اجتماعي بسر مي بردند، آثار آنها در شمال شرقی میانرودان ديده شده، مي گويند حدود 140 سال از ۱۵۰۰ تا ۱۳۶۰ ق.م، در آنجا حکومت می ‌کردند، ولي هيچ توضيحي در نوع تاريخ اجتماعي آنها وجود ندارد. پایتخت آن واشو کان نی Wassukanni رأس العین امروزی، در نزدیکی سرچشمه رود خابور قرار داشت. سرزمین تحت حکومت میتانی‌ها را مصریان و اهالی سوریه، نهرین یا ناهارینا می‌خواندند، از هزاره دوم ق.م، اصطلاح matienon را با میتانی mitanni ، که نام دولت هوریان در بین النهرین بوده، مقایسه می‌ کنند. فورر فرمانروایان میتانیایی را با اومان مندا، در متون بابلی و آشوری، یکسان دانسته است، به گفته پراشک و عده‌ای دیگر از محققان، اومان مندا از لحاظ منشا دارای وجه مشترک با مادهاست. اصطلاح مزبور در هزاره دوم و حتی سوم ق. م، نیز دیده می‌شود. در کتیبه ‌های آشوری از کشور مهری یاد شده است، بعد‌ها در قرن هفتم ق. م، گفته شده که بخشی از مردم ماد به زبان مهرانی سخن می ‌گفتند. حکمرانان میتانی، با خویشاوندان نزدیک خود، حكومتي تشكيل دادند، كه در طول خط هلال حاصیل خیز از زاگرس به آسیای صغیر می‌رود، و از شمال سوریه می‌ گذرد. دولت ایشان شمال شرقی میان رودان و در سرزمینی که از کرکوک تا کوه های زاگرس، از آشور تا مدیترانه سوریه را در بر می‌گرفت. سفالی که در حسنلو نزدیک دریاچه ارومیه پیدا شده، نشان می‌ دهد این منطقه پیش از نیمه هزاره دوم ق.م، بخشی از منطقه فرهنگی هوریان و زیر نفوذ شاه میتانی بوده است. در هزاره‌ دوم ق.م، ميتانيها با هوریها متحد شده، و دولتی نیرومند در شمال شرقی میان ‌رودان تشکیل دادند. میتانی‌ها با هوریان ممزوج شده و پادشاهی میتانی را تشکیل دادند، و سلطنت خود را نه تنها در بین النهرین شمالی توسعه دادند، بلکه آشور را محدود کردند و با الحاق دره‌ های زاگرس شمالی که مسکن قوم گوتی بود به قلمرو خود، قدرت خویش را تثبیت نمودند. بهترین دوران این پادشاهی در حدود سال ۱۴۵۰ پیش از میلاد بود. مصر متحد آنها گردید، و مقتدر ‌ترین فراعنه با دختران پادشاهان میتانی ازدواج کردند. اين ازدواج دليل اولين پيدايش شاه خدايي خارج از سرزمين فرعنه مصر بود، اما اغتشاشات و رقابت های اعضای خاندان سلطنتی باعث تضعیف کشور گردید، چنانکه دیگر نتوانست در برابر قدرت متزاید دولت ختی (هتی) استقلال خود را حفظ کند. در پایان قرن چهاردهم پیش از میلاد، سلسلهٔ سیاسی میتانی از بین رفت. میتانی در زمان خود حکومتی بسیار قوی بود، که حتی با مصر دیگر دولت بزرگ آن روزگار هماوردی می ‌کرد، نامهٔ یکی از پادشاهان میتانی به نام توشراتا در مصر دیده شده است. ....ادامه دارد...

اقوام آريايي ايراني هوري

آنچه كه از بررسي زمان آنها پيداست، در قبايل اوليه از ساختار هاي تاريخ اجتماعي بسر مي بردند، چند تن از مورخین، هوري را هاری گفته اند. با نگرشي و جابجايي، الف و ه، واژه‌ هاری را می‌ توان، آری یا آریا دانست، که هم‌ ریشه با هور یا خورشید می ‌باشد. از این رو آریاها و بسیاری از مردم دنیا، خود را نژادی خورشیدی و آسمانی می‌دانستند. هزاره ي دوم ق.م، هوري ها در شرق آناتولي و شمال ميانرودان مي زيستند، احتمالا پيش از گسترش شان، در كوه هاي ارمنستان پديدار شده اند. از حدود 2300 ق.م، مردم هوریانی از زادگاه‌ های خود در منطقه‌ کوهستانی جنوب دریای خزر، به تدریج به سوی جنوب و غرب به حرکت در آمدند، و در هزاره‌ دوم ق.م، به صورت گروه‌ های متشکلی، چندین حكومت نیرومند در مجاورت آب‌ های شمالی فرات و رودخانه خابور تشکیل دادند.

زبان ــ زبان آنان كه اينك از ميان رفته، نه هندواروپايي بود و نه سامي، اما ممكن است كه با زبان هاي قفقازي گرجي و اورارتويي خويشاوند باشد. اين موضوع از الواح ميخي بدست آمده از پايتخت هيتان Hattusas، مشخص است، متون هوریایی نخستین بار در آغاز سده‌ بیستم، در آرشیو بغازکوی یافت شد. نوشته‌ ای به خط اکدی و به زبان هوریانی، از شخصی به نام تیشاری پادشاه اورکیش و ناوار، از ربع سوم هزاره‌ سوم ق.م، به دست آمده است. در کاوش‌های انجام شده در رأس‌الشمرا آشکار شده، که در شهر اوگاریت در هزاره‌ دوم ق.م، بخشی از مردم شهر ظاهراً به زبان هوریایی گفتگو می‌ کرده ‌اند. پیدایش متونی به زبان یاد شده در آرشیو های ماری، بر نقش هوریان در این نواحی گواهی می‌دهد. از متون هوریایی یافت شده در آرشیو هاتوشاش بغازکوی، می‌توان دریافت که هوریان تاثیر عمیقی بر خط و تمدن هیتیایی داشته‌اند.

در متون بغاز کوی، چندین متن کامل هوریانی به دست آمده، كه از واژه نيايش بسيار استفاده شده است. همچنين قطعاتي از داستان حماسی گیل‌گمش، که بزر‌گ‌ ترین اثر ادبی تمدن بابلی بدست آمده است. منبع اصلي برای بررسی زبان هوریانی نامه ‌ای است، که توش راتا Tushrata، پادشاه میتانی در حدود 1400 ق.م، برای آمنوفیس سوم فرعون مصر نوشته، و اوايل قرن 20 میان آثار باستاني پایتخت در تل‌العمارته بدست آمده است. در این زبان واژگان ساده و اصلی به صورت مرکب هستند، امروزه فهمیده اند، نام‌ های هوری در متون اکدی زیادند. از اسناد یافت شده در شهر نوزی بر مشخص است، که هوریان آثار ادبی بابل را گرفته، و آن را همراه آثار دیگر خود، مانند دستور چگونگی تربیت اسب، به زبان آشوری و زبان هیتیایی، به همسایگان خود رساندند. ....ادامه دارد...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
تاريخ اقوام آريايي ايراني
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن‌ :: مطالب گوناگون :: گفتگو آزاد :: تاریخی-
پرش به: