انجمن‌
درود به شما کاربر گرامی
شما عضو انجمن نيستيد! برای دسترسی به تمام امکانات انجمن عضو شويد! عضويت شما در انجمن کمتر از يک دقيقه زمان خواهد برد

پس از عضو شدن، شما می‌توانید در این انجمن فعالیت کنید






 
الرئيسيةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 انواع تاریخ نویسی

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
milad
دوست جدید
دوست جدید


شمار پست‌ها : 50
اعتبار : 8
تاریخ پیوستن : 2012-05-08
ذكر

پستعنوان: انواع تاریخ نویسی   13/5/2012, 03:57

تاریخ و جغرافیای ایران
مجموعه نظرات و مقالات انوش راوید در باره تاریخ و جغرافیای ایران و جهان
انواع تاریخ نویسی

انواع تاریخ نویسی

پیش گفتار

این صفحه از زحمات اشخاصی است، که در راه زدودن دروغ های تاریخ و رفتن بسوی واقعیتها تلاش و کار می کنند، و در اینترنت منتشر می نمایند. افرادی که می خواهند با طرحها و واژه های ایرانی، سبک و مکتب نوین ایرانی در علم جغرافیا ـ تاریخ و تاریخ نویس ارائه دهند. ضمن سپاس به آن عزیزان، از اینترنت گرد آوری نمودم، و بنا به سبک کار وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران، پست کردم، بزودی باز نویسی می کنم و ادامه می دهم.

می گویند ارسطو تاریخ را علم نقل بی طرفانه وقایع جزیی می دانست، در حالی که روانشناسان در سراسر قرن بیستم، روی ادراک و حافظه دست به تحقیق و پژوهش زدند. امروزه امبرتو اکو تاریخ را دستمایه رمان نویسی قرار می دهد، و تلویحاً یا صراحتاً تاریخ را معجون غریبی از تخیل، ساخت دهی و واقعیت ها می داند. برای علاقه مندان به تاریخ، کاوش در کنه حقایق تاریخی، از مهم ترین انگیزه ها برای مطالعه محسوب می شود. بدیهی است اصولاً یک فکر، یک رویداد رفتاری یا یک اثر هنری را، با مطالعه تاریخ آن بهتر می توان فهمید. هر چقدر یک رویداد مهیج تر و حساس تر باشد، انسان به همان اندازه برای درک شفاف تر آن راغب تر است. جوینده حقایق تاریخی در اولین گام ها با تاسف می بیند، منابع، گزارش های متفاوتی را ارائه می دهند. مفاهیم مورد استفاده، چشم انداز و زاویه دید، سلیقه ها و ارزش ها به مثابه فیل.تر های شناختی چنان تغییری در صورت بندی رویداد ایجاد می کنند، که از ثبات موضوعی چیزی نمی ماند، تا خواننده را از سردرگمی برهاند، و حتی بر ابهام آن افزوده می شود. در اینجا فرد وجود شرح حال های مرتبط با یک رویداد را مغتنم می یابد. فرد می اندیشد، چه چیزی از این مستندتر؟

در تاریخ ‌نویسی، حركت بسمت تاریخ اجتماعی، با نفوذ دو الگوی نظری غالب سرعت گرفت، ماركسیسم و مكتب فرانسوی آنال. ماركسیسم در سال‌ های ۱۹۵۰-۱۹۶۰ تازگی نداشت، اما گرایش ‌های تازه‌ ای در درون آن برجسته شده بود، كه علاقه‌ تاریخ ‌نویسان را به تاریخ اجتماعی جلب می كرد. در پایان دهه‌ ۱۹۵۰ و سال‌ های نخست دهه‌ ۱۹۶۰، گروهی از تاریخ‌ نگاران جوان ماركسیست، دست به انتشار كتاب‌ها و مقالاتی زدند با عنوان، تاریخ از پایین، (تاریخ فرودستان و مردم معمولی، نه تاریخ زبدگان و بالایی‌ها)، از جمله آثار كلاسیك جورج روده درباره‌ نقش جماعات مردم (crowd) در شهر پاریس هنگام انقلاب فرانسه، یا كتاب آلبر سوبول درباره‌ سانكولوت‌ های پاریسی، جمهوری خواهان رادیكال در انقلاب كبیر فرانسه، و كتاب معروف، ای پی تامسون، درباره‌ طبقه‌ كارگر انگلستان. با الهام از همین گرایش‌ها، در سال‌ های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تاریخ ‌نویسان توجه ‌شان را از تاریخ ‌نگاری سـنتی كه درباره‌ رهبران سیاسی و نهاد های سیاسی بود، به سمت تحقیقاتی در زمینه‌ تركیب اجتماعی‌ زندگی روزانه‌ كارگران، خدمتكاران، زنان، گروه ‌های قومی و نظیر اینها معطوف كردند.

عینیت در تاریخ

تحلیل علل بروز تحریف ها در وقایع نگاری و شرح حال نویسی است، شرح حال نویسان، به ویژه کسانی که در خلق رویداد های اجتماعی، فکری، رفتاری، علمی و هنری به نوعی دست داشته اند، در این رابطه وقایعی را از نزدیک لمس کرده اند، یا شاهد ماجرایی بوده اند و در بیوگرافی خود به آن پرداخته اند، همواره مورد توجه و گاه در کانون توجه بوده اند. اما چه بسیارند شرح حال هایی که کمک چندانی به درک چند و چون قضیه نمی کنند. چرا؟ جانبداری در شرح رویداد های تاریخی اجتماعی پذیرفتنی است، قضاوت ناب میسر نیست. اما این همه سهل انگاری، بی دقتی و خطا های غیرعمدی را چگونه می توان تفسیر کرد؟ دروغ پراکنی و فریبکاری در نوشتار حاضر مدنظر نیست. در دعاوی حقوقی و جزایی نیز به گزارش فردی که شاهد یک ماجرای مورد منازعه بوده است، با تاکید بر زمان و مکان و بازسازی جزئیات، توجه می شود. در واقع شهادت دادن در دعاوی حقوقی و جزایی از سابقه یی بسیار طولانی برخوردار است، با این حال استفاده از آن محدود است. از آنجایی که آرا و نظرات گوناگونی در خصوص یک رویداد واحد ارائه می شود، و در نتیجه هر گونه خطا در یاد آوری می تواند به کیفیت شهادت دادن لطمه وارد آورد، و به زیان یکی از طرفین دعاوی تمام شود.

از قدیم توجه به گزارش افراد شاهد ماجرا، با تامل بسیار صورت می گرفته است. قضات با تجربه در می یافتند فرد گواه گاه قادر نیست تمام حقیقت را منتقل کند، آنها به تجربه درک می کردند، موضوع فراتر از صادق و درستکار بودن گواه است. تایید می کردند گواه از روی عمد نمی خواهد دروغ بگوید، منتها تا همین چند دهه قبل مطالعات سیستماتیک روی این موضوع صورت نمی گرفت. در اغلب موارد گزارش های تحریف آمیز رویدادها را به عامی بودن افراد نسبت می دادند، احساس می کردند گواه در معانی لغات یا در انتقال معانی دچار اشتباه می شود، واقعه را قلب می کند و حقیقت را در ابهام می گذارد. افراد دانا و خردمند نظر می دادند، که چون حواس خطا و اشتباه دارد، بنابر این نمی توان به آن اطمینان کرد، و حافظه قادر نیست آنچه را که درک شده، تمام و کمال به خاطر آورد. گذشتگان حتی به تجربه می دانستند، یک گواه یا گزارشگر، گاه کل ماجرا را از نو می سازد. سعی می کند مابین حوادثی که به خاطر می آورد، بنا به ذهنیت خودش، روابط منطقی ایجاد کند، و جزئیات را طوری به هم پیوند بزند، تا به درک خود از ابهام آن بکاهد. نا خواسته یا ندانسته پاره یی از حوادث را خفیف تر یا شدیدتر از اصل آن جلوه می دهد، تا خاطره اش را قابل فهم سازد. تازه از چند دهه اخیر است که مطالعه و تعیین کیفیت خاطرات براساس فرضیه پردازی، و به گونه یی نظام مند صورت می گیرد.

مساله عینیت در تاریخ به مناقشات بسیاری دامن زده است، رعایت عینیت در کار مورخ یا شرح حال نویس به این معناست، که نظر شخصی در تشریح وقایع راه نیابد، و ماوقع به گونه یی فارغ از هرگونه ذهنیتی بازنمایی شود. آمال هر قضاوتی آن است، که خود را از دام قضاوت ارزشی و احساسی برهاند، و به اصطلاح واقع گرایانه باشد. موضوع در وهله اول این گونه می نماید، رویدادی که در گذشته به وقوع پیوسته، کیفیتی تغییر ناپذیر و تثبیت شده یافته است. آنچه روی داده است، دقیقاً به این معنا است، که عینیت یافته و ویژگی هایی دارد. لذا کار مورخ و شرح حال نویس تنها و تنها احیای گذشته، و بازنمایی بی کم و کاست آن است. انسان با این مقدمه چینی به سادگی نتیجه می گیرد، اصولاً چه جای تغییر واقعیت یا دخل و تصرف در آن است؟ در چنین مواردی به منظور حصول اطمینان، دنبال روایتگری می گردیم، که از سلامت نفس برخوردار باشد، از اصل موضوع چیزی نکاهد، و چیزی به واقعیت مشاهده شده نیفزاید، تا مگر تصویری مطابق با اصل از واقعه باز نماید. بر بستر چنین تصوراتی، چنانچه شرح ماجرا از زبان یکی از افراد معتمد، و دخیل در آن جاری یا توسط قلم وی تشریح شود، گرایش داریم تا دیگر تردیدی روا نداریم، و آن گفته یا نوشته را عین حقیقت ماجرا بدانیم. لذا تصور می کنیم کافی است به شرح حال نگاشته شده معتبری مراجعه کنیم. به همین منوال، وقتی ذهنیت ما به مفهوم دستیابی به واقعیت ناب میدان دهد، از این پس رمان نویس معتبر، نقاش معتبر و مورخ معتبر جست وجو می کنیم تا بدون غرض ورزی و به دور از مواضع شخصی، واقعیات را به ما بازنماید در حالی که واقعیت چیز دیگری را نشان می دهد.

هنگامی که شاعران، رمان نویسها و اخلاق گرایان، واقعه ای را روایت می کنند، آن را از صافی ارزش های مورد قبول خود می گذرانند، و با این کار باعث می شوند عده ای دنیا را آن گونه ببینند. اصولاً آیا اینکه فردی بخواهد و اراده کند، به صرف داشتن قصد و نیتی خوب، شرح حالی واقع گرایانه و عاری از حب و بغض به تحریر درآورد، کافی است؟ اینکه فردی ادعا کند بی هیچ غرضی می خواهد، به تاریخ و گذشته نگاه کند، واقعاً یک ادعای آنچنانی است. آیا وجود چنین آدمی که اصولاً گوشه چشمی نه به سیاست، نه به اخلاق، و نه به ساحت زیبایی شناختی زندگی روزمره داشته است، و در ضمن به تاریخ هم علاقه مند باشد، کمی عجیب نیست؟ در واقع این نگاه ارزشی است، که باعث توجه به یک رویداد می شود. اگر سیستم ارزش گذاری نبود، چگونه شرح حال نویس به رویدادی اهمیت می دهد، و آن را قابل ضبط می داند؟ به واقع تعریفی انتزاعی و بدون دخل و تصرف، از واقعیت و عینیت وجود ندارد. توصیف یا بازنمایی یک واقعیت بیرونی، پیش از آنکه متاثر از یک فهم ثابت از واقعیت بیرونی باشد، به مثابه تفسیری است، که تحت تاثیر عوامل اثرگذار گوناگون قرار می گیرد. در رابطه با تحریف توصیف عینی واقعیات کاملاً عیان و بارز، ویلسون (۱۹۶۸)، به آزمایش جالبی دست زده است.

ویلسون به منظور انجام یک آزمایش تجربی، یک سخنرانی برای پنج گروه ۱۰ نفری از دانشجویان در یک سالن کنفرانس ترتیب داد. یک هفته پس از انجام سخنرانی به هر گروه جداگانه یک برگه نظر خواهی ارائه شد، که در همه آنها سوالات یکسان بود، ولی فرد سخنران برای هر گروه به طور متفاوتی معرفی شده بود. استاد ممتاز یک دانشگاه مشهور سخنران ارشد سخنران معلم دانشجو، در بین چندین سوال در برگه نظرخواهی، تنها سوالی که مربوط به میزان قد فرد سخنران می شد، در فرضیه آزمایشی پژوهشگر نقش تعیین کننده داشت. نتایج آزمایش خیره کننده بود، دانشجویانی که تصور می کردند سخنران یک استاد دانشگاه است، نسبت به گروهی دیگر از دانشجویانی که در برگه های نظر خواهی آنها، فرد سخنران یک دانشجوی معمولی معرفی شده بود، قد سخنران را به طور متوسط شش سانتی متر بلندتر تخمین زدند. در این آزمایش واقعیت با میزان عینیت پذیری بالا دستخوش تحریف قرار گرفت.

در واقع بازنمایی هر گونه واقعیت اجتماعی، تحت تاثیر عوامل موثر اجتماعی قرار می گیرد، بر اساس چنین مشاهداتی بود، که پیگیری و ریشه یابی سیستماتیک شرح حال ها، تحریف هایی را آشکار ساخت. شواهد حاکی از آن است، وقایع نگاری ها و شرح حال هایی، که به تحریر درمی آیند، بازنمای واقعیت صرف نیستند، بلکه به مثابه نقشه یی هستند، با فضایی خاص و با حال و هوای ویژه خود. در چنین شرح حال هایی می توان در لابه لای روایت ها، گفته ها و شنیده ها، رگه هایی از واقعیت و تفاسیر یا ارزش های همراه با آن را، بر گستره ای دید، که زمان در آن و در جایی در گذشته متوقف نشده است. ویژگی این دسته تحلیل ها، از تحریف های صورت گرفته در شرح حال ها، در مقایسه با تحلیل های مشابه، که چند دهه قبل به موارد تحریف در شرح حال ها می پرداختند، در نوع برداشت تحلیل های جدید از علل بروز این گونه تحریف ها نهفته است. تحلیل های قدیمی تر در کنار انگیزه دروغ پراکنی و تحریف عمدی، بخش عمده ای از تحریف ها را، ناشی از مواضع اجتماعی و تعصبات شخصی می دانستند، و در این اواخر تحت تاثیر نظرات عالمگیر فروید، برخی از تحلیلگران به منظور اجتناب از تقلیل گرایی موضوعی، روی عامل مکانیسم های دفاعی نا خود آگاه به مثابه خاستگاه تحریف رویدادها انگشت می گذاشتند، و همخوان با دیدگاه کار کرد گرایی عنوان می کردند. تحریف وقایع و لحظات مهم و حساس، در شرح حال ها از ارزش حیاتی برخوردار است، و بعضاً به گونه یی نا خود آگاه با هدف لطمه ناپذیر ساختن احساس خود ارزشمندی، خالق شرح حال صورت می گیرد. این اصل اگرچه در مباحث روان شناختی از اعتبار و وجاهت تحلیلی خاصی برخوردار است، و هنوز هم از سکه نیفتاده است.

با این حال تحلیلگران مطرح در دهه های اخیر، چنین نگاهی که کل فعالیت های متنوع انسان در طول زندگی پر فراز و نشیب اش را، تنها بر پایه یک انگیزه توضیح دهد، تا اندازه یی محدود کننده یافتند. در راستای احتراز از تقلیل گرایی موضوعی، که به تمایز گذاری بین حوزه های مختلف، ولی مرتبط با هم صدمه می زند، موضوع تحریف رویدادها در شرح حال ها را، با دقتی موشکافانه تر و در سطوح گوناگون، مورد بررسی قرار داده اند. نظریه پردازان با توجه به اینکه هر چقدر رویدادی عینیت ناپذیر تر باشد، عدم قطعیت بر آن حاکم باشد یا چند وجهی و مجادله آمیز باشد، با توجه به این واقعیت که چون زمینه یک رویداد تجربه شده، به ذهنیت فرد شرح دهنده وابسته است، امکان بروز تحریف در شرح آن رویداد افزایش می یابد. این سوال را مطرح کردند، چنانچه شرح حال نویس بخواهد برداشت و قضاوتی را، که در ذهن وی موجود است، به مخاطب انتقال دهد، به غیر از موانع مربوط به ادراک و حافظه (مثلاً نارسایی، ادراک یا ضعف حافظه)، چه موانعی ممکن است، بر سر راه این انتقال وجود داشته باشد، یا حادث شود. بنابر این به طور کلی، عوامل موثر بر تحریف را می توان در قالب موانع سه گانه درون فردی (نظام فکری و شناختی نویسنده شرح حال)، برون فردی (فضای اجتماعی فرهنگی، حال و هوای امروزی و موقعیتی) و ویژگی های مخاطب برشمرد.

تاریخ نگاری مارکسیستی

. . . . بزودی . . .

تاریخ نگاری آمریکایی

. . . . بزودی . . .

تاريخ نگاری آنال

از جمله موثرترين روش هاي تاريخ نگاري معاصر، كه قرن معاصر در فرانسه متولد شده، روشي است كه در ايران از ان با عنوان روش یا مكتب تاريخ نگاري آنال ياد مي شود. اين روش يا به عبارت بهتر مكتب تاريخ نگاري، از واژه فرانسوي Annuel به معناي سالنامه گرفته شده است. وجه تسميه آن عنوان مجله ”سالنامه تاريخ اقتصادي و اجتماعي” است، كه در ايران و جهان با عنوان آنال به معني سالنامه شهرت دارد. انتشار اين مجله در15 زوئيه 1929 و درج مقالاتي تاريخي، آنچنان بر تاريخ نگاري فرانسه و سپس اروپا تاثير گذاشت، كه شيوه تاريخ نگاري آن شهرت جهاني يافت. اين مقالات با روشي نوين سطحي نگري و غيرتحليلي بودن را، از چهره علم تاريخ زدوده و جاني دوباره با آن بخشيد. شيوه تاريخ نگاري جدید، بر شيوه هاي سنتي تاريخ نگاري انتقاد جدي وارد كرد، و نیز بر روش و بينش پوزيتيويست ها در تاريخ نقدي اساسي ايراد نمود. اين سبك تاريخ نگاري تلاش كرد تا انسان امروزه را مسلح به سلاحي سازد، كه بهتر بتواند گذشته خويش را درك كند، و از چگونگي حيات، افكار و روحيات، وسايل امرار معاش، و در يك كلام چطور زيستن بشر در گذشته آگاه شود.

مكتب آنال (گزارش‌ها ـ دفاتر تاریخ)، هر چند دیرتر پدید آمد، اما در همان سال‌ها تأثیر وسیعی به جا گذاشت. نشریه‌ اصلی این مكتب به نام، گزارش های تاریخ اقتصادی و سیاسی، در ۱۹۲۹ به وسیله‌ مارك بلوخ و لوسین فور بنیاد گذاشته شده بود. دفتر این نشریه در دهه ۱۹۳۰ از شهر استراسبورگ به پاریس منتقل شد، و در ۱۹۴۶ اسم كنونی خودش را، گزارش‌ها، اقتصادها، جوامع، تمدن‌ها، پیدا كرد. آنال زمانی تبدیل به یك مكتب شد، یا دست‌ كم چنین لقبی به خود گرفت، كه پس از جنگ جهانی دوم با بخش ششم مدرسه‌ مطالعات عالی، از لحاظ اداری مرتبط شد. فرنان برودل، تاریخ نگار برجسته‌ این مكتب در مقام ناظر و مسوول، بخش ششم، و مدیر آنال در ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ به فعالیت آن وحدت و تداوم بخشید. در دهه ۱۹۷۰ اسم و رسم مكتب جهانی شده بود.

تاثیر مكتب آنال بر تاریخ اقتصادی و اجتماعی به نشریات سـنتی ‌تر نیز كشیده شد، در ۱۹۷۲ تاریخ اقتصادی و اجتماعی، جای زیست ‌نگاری (بیوگرافی) و تاریخ دینی را، به‌عنوان بزرگ‌ ترین حوزه‌ های تحقیق پس از تاریخ سیاسی، در نشریه‌ سـنتی ریویو ایستوریك (بررسی تاریخی) گرفت. در نشـریه‌ فرنچ هیستوریكال ستادیز (مطالعات تاریخی فرانسوی)، كه در آمریكا منتشر می‌شود، میان ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۴، تعداد مقاله‌ های مربوط به تاریخ اقتصادی و اجتماعی، به دو برابر از ۲۴ درصد به ۴۶ درصد رسید. ‌ای اچ كار، البته پیرو مكتب آنال نبود، ولی گفته‌ اش به خوبی موضع این مكتب را بیان می‌كند: از آنجا كه توجه به هدف‌ های اقتصادی و اجتماعی، نمایانگر مرحله‌ گسترده‌ تر و پیشرفته ‌تری از توسعه‌ انسانی، در مقایسه با هدف‌ های صرفا سیاسی و كشورداری است، بنابر این باید گفت، كه تفسیر های تاریخی از اقتصاد و اجتماع، در مقایسه با تفسیر منحصرا سیاسی، مرحله‌ پیشرفته ‌تری را در تاریخ‌ نگاری نشان می‌دهد.

در ۱۹۷۹، مجله سالنامه‌ بین‌المللی مطالعات تاریخی مکتب آنال، پس از ماركس و ماركسیسم بیشترین تعداد فهرست موضوعی را به خود اختصاص داده بود. در محل مجله انال دانشمندان متعدد و برجسته علوم اجتماعي و علوم انساني گرد آمده بودند، و به صورت عملي با ارائه مقالات متعدد و متنوع تاريخي، در كليه ابعاد زندگاني انساني، نگاه جديد خود را در وادي تاريخ نگاري عرضه كردند، و براي قضاوت و داوري در مقابل ديدگان همگان قرار دادند. در آنجا روانشناس، جامعه شناس، جغرافيدان، اقتصاد دان، استاد علوم سياسي، به همراه چهار مورخ تبادل افكار و انديشه نموده، و علم تاريخ را در قالبي نو مطالعه كرده، مقالاتي ارزشمند در عين حال بديع را ارائه مينمودند. علاوه بر مقالات ارزشمندي كه توسط دانشمندان مذكور به رشته تحرير در آمده، و در اختيار جهانيان قرار مي گرفت، چندين كتاب نيز به صورت انفرادي از سوي آنان انتشار يافت، از آن جمله، جامعه روستايي فرانسه و جامعه فئودالي، اثر مارك بلوخ و كتاب هاي، فيلي دوم، فرانش كنته، مسئله الحاد، آثار لوسين فور در خور اشاره است. با آثاري از اين دست شيوه تاريخ نگاري مكتب آنال نه تنها در مقام نظر، بلكه در صحنه عمل تمودي جهاني يافت.

انتشار آثار مذكور از نظر روش شناسي تاريخي، دست آورد مهم ديگري هم داشت، اين آثار چگونگي كاربرد چارچوب هاي نظري را به صورت عملي نشان داد، و الگوي مناسبي براي پيروي ديگر محققان بر جاي نهاد. با توضیح بالا نوشتم كه چگونه مكتب تاريخ نگاري آنال متولد گرديد، و در مدت زماني نسبتا كوتاه، با استقبال چشمگيري گسترش يافت. اما اين پايان راه نبود، علاوه بر موسسين اين مكتب، نسل ديگري نيز وارد عرصه شدند. فرنان برودل سردمدار نسل جديد مكتب آنال بود، و مي توان ادعا كرد كه وي اين مكتب نو پا را تحكيم نموده و تثبيت ساخت. وي با نگارش مديترانه و دنياي مديترانه اي در عصر فيلي دوم، شگفتي آفريد و نگاه ها را بيش از پيش متوجه تاريخ نگاري آنال نمود. شايد مهم ترين ويژگي مكتب تاريخ نگاري آنال، توجه ويژه و اساسي اين روش به رشته هاي متعدد علوم انساني و علوم اجتماعي است، كه مي تواند نقش دقيق از شكل و نحوه زندگاني بشر در گذشته را ترسيم نموده، و ياريگر مورخين باشد.

اما آیا واقعا یك الگوی نظری توضیحی ویژه، یا یك پارادایم ویژه‌ مكتب آنال وجود داشت، ادعایی كه تریان استویانویچ در كتابش راجع به این مكتب عنوان كرده است؟ استویانویچ معتقد بود در مكتب آنال تأكید اصلی است، بر رویكرد های سلسله‌ ای (سـریال)، كار كردی (فونكسیونل) و ساختاری (ستروكتورال)، نسبت فهم جامعه به مثابه یك ارگانیسم تام و همبسته. او می‌نویسد، الگوی توضیحی آنال متشكل است از جسـتار، درباره‌ اینكه چگونه یكی از سیستم‌ های جامعه كار كرد خود را انجام می‌دهد، یا چگونه یك مجتمع در تمامیت خود، برحسب ابعاد چند گانه‌ زمانی، مكانی، انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رخداده‌ های كم ‌دوام عمل می‌كند. البته چنین تعریفی آنقدر گسترده است، كه هیچ چیز را فرو نمی‌گذارد، و نتیجه در تلاش برای رسیدن به یك تاریخ تام (توتال)، عملا از ویژگی‌های یك روش معین بی‌نصیب می‌ماند.

فرنان برودل، چهره‌ اصلی مكتب آنال در دهه‌ های پس از جنگ جهانی دوم، در كتاب‌ هایی كه راجع به سرزمین ‌های حوزه‌ مدیترانه نوشته، الگوی ظاهراً دقیق ‌تری را ارائه می‌دهد. او سـه سطح تحلیلی را از یكدیگر متمایز می ‌كند، این سطوح منطبق هستند، با سه واحد زمانی مجزا، ساختار یا درازمدت، كه متأثر از محیط اقلیمی و جغرافیایی است. برهه یا میان‌مدت، كه معطوف به زندگی اجتماعی است، و رخداد گذرا كه شامل سیاست روز و همه‌ مسائل مربوط به فرد در جامعه می‌ شود. ساختار یا دراز مدت دارای تقدم است، در حالی كه رخداده‌ ها شبیه خاشاك یا كف روی دریا هستند. هر چند آثار فرنان برودل تأثیر بسیاری برجا گذاشت، كه تا حدودی مدیون مقام‌ های مهم دانشگاهی او بود، سـرمشق او چندان باعث پدید آمدن آثار مشابهی نشد. در عوض تاریخ ‌نگاران فرانسوی نسل سـوم مكتب آنال، چون امانوئل له ‌روی لدوری، و پی‌یر گوبر، الگوی متفاوتی را به‌عنوان تاریخ تام منطقه‌ ای ارائه دادند، كه نه متوجه حوزه های اقتصادی جهان، بلكه فقط حوزه ‌های اقتصادی درون فرانسه می ‌شد. در آثار آنها تاریخ اقتصادی و اجتماعی دست بالا را داشت. دراز مدت، بی شك سهم خودش را پیدا می ‌كرد، اما این بعد جغرافیایی فقط حضوری فرمول ‌وار و رسمی در آغاز هر بررسی داشت، و به هیچ وجه روح غالب و راهنمای بررسی محسوب نمی ‌شد. با این همه چنین الگوی توضیح تاریخی، در اساس با الگوی فرنان برودل مشابهت داشت، وضع اقلیمی و جغرافیایی، بیولوژی و جمعیت ‌شناسی نقش اصلی را در دراز مدت، كنار جریانات اقتصادی بازی می‌ كردند، و روابط اجتماعی كه بیشتر تحت ‌تأثیر نوسانات برهه ‌ای بود، و معمولا با واحد های ۱۰ ساله یا ۲۰ ساله یا حتی ۵۰ ساله تعریف می ‌شد، و نظم ثانوی واقعیت تاریخی را شكل می‌داد. سرانجام زندگی سیاسی، فرهنگی و فكری، نیز سـطح سوم و عمدتا مشـتق و وابسته‌ تجربه‌ تاریخی به‌ شمار می‌آمد، روابط متقابل دو سطح اول و دوم از تقدم روشی و توضیحی برخوردار بود.

در ۱۹۶۱،‌ ای اچ كار گفت، هر چه تاریخ ‌نگاری جنبه‌ جامعه ‌شناختی بیشتری به خود بگیرد، و هر چه جامعه ‌شناسی بیشتر خصلت تاریخی پیدا كند، برای هر دوی این رشته‌ها مفیدتر است. آن زمان این گفته همچون اعلان جنگ علیه همكاران ای‌اچ ‌كار در رشته‌ تاریخ بود، به ‌ویژه تاریخ نویسی به شیوه‌ انگلیسی كه ای اچ كار امید داشت آنها را، علی‌ رغم میل خودشان، به سمت عصر نوین تاریخ‌ نویسی‌ اجتماعی سوق دهد. از دیدگاه زمان كنونی، به نظر می‌رسد حق با او بود، صف مقدم هر دو رشته جنبه‌ اجتماعی ـ تاریخی پیدا كرده بود. جامعه ‌شناسی تاریخی اكنون به یكی از مهم‌ ترین حوزه‌ های جامعه ‌شناسی تبدیل شده، و شاید سریع ‌ترین رشد را نیز داشته است. در همین حال تاریخ اجتماعی جایگزین تاریخ سیاسی، به‌عنوان مهم‌ ترین حیطه‌ تحقیق در رشته‌ تاریخ- شده است. در آمریکا پایان ‌نامه‌ های دكترا رشته‌ تاریخ اجتماعی میان سال ‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۷۸ چهار برابر شده و از تعداد پایان ‌نامه ‌های تاریخ سیاسی پیشی گرفته است که گواه آن می باشد.

توجه و مهم ــ با درک از وجود دروغ های تاریخی نوشته شده در وبلاگ انوش راوید، مکتب آنال می تواند نمونه ای برای یافتن روش های نوین تاریخ نویسی در ایران باشد. جوانان با هوش ایران می توانند و باید، در گرایش و تخصص خود، مکتب های نوین با واژه های جدید در علم جغرافی ـ تاریخ و تاریخ نویسی ایجاد نمایند. رشد و تکامل در همه زمینه ها، منجمله دانش های فوق وجود دارد، و نباید خود را فقط مقید به علوم قبلی نمود، و در آنها پافشاری نمود، که جا ماندن از قرن سنت گریزی است.

*



ت
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ، حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ، و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

Google



بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
انواع تاریخ نویسی
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن‌ :: مطالب گوناگون :: گفتگو آزاد :: تاریخی-
پرش به: