انجمن‌
درود به شما کاربر گرامی
شما عضو انجمن نيستيد! برای دسترسی به تمام امکانات انجمن عضو شويد! عضويت شما در انجمن کمتر از يک دقيقه زمان خواهد برد

پس از عضو شدن، شما می‌توانید در این انجمن فعالیت کنید






 
الرئيسيةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 داستان پیر مرد دانا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Amir_click
ناظر انجمن
ناظر انجمن
avatar

شمار پست‌ها : 2058
اعتبار : 191
تاریخ پیوستن : 2012-02-22
سن : 25
ایمیل : Amir_Alone90@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: داستان پیر مرد دانا   8/7/2012, 12:25

يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش ميرفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت مي‌كردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند.
روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه مي‌بينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را مي‌كردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد.» بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نمي‌تونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟
بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر مي‌كني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.»
و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   8/7/2012, 13:25

آفریــــن

آفریـــــــــــــــــن

به قول ساتـــی احسنت به قول کامی مای برادر

دسته گل خنده خفن
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Amir_click
ناظر انجمن
ناظر انجمن
avatar

شمار پست‌ها : 2058
اعتبار : 191
تاریخ پیوستن : 2012-02-22
سن : 25
ایمیل : Amir_Alone90@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   8/7/2012, 13:40

گل
توکه همرو با هم قاطی کردی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   8/7/2012, 14:00

چی کنیم دیگـــه

مهم تشکــر بود

فوکولی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
kamyab
مدیر بخش ادبی
مدیر بخش ادبی
avatar

شمار پست‌ها : 1379
اعتبار : 266
تاریخ پیوستن : 2012-02-04
سن : 27
ایمیل : kamyabsecret@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 04:41

تنکس مای قارداش ..!!!
حاج خانوم پرواز ، اینجوری خوبه ؟؟!!
قلیون
.
.
.
.
.

.
گیک

__________________________________
سیگاری نیستم اما
هنوز دارم از بهمنی میکشم
که پدرم سال پنجاه و هفت روشن کرد... ..




بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 09:14

حاج خانومو خوب اومــــدی قارداش

فوکولی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
kamyab
مدیر بخش ادبی
مدیر بخش ادبی
avatar

شمار پست‌ها : 1379
اعتبار : 266
تاریخ پیوستن : 2012-02-04
سن : 27
ایمیل : kamyabsecret@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 12:12

پــــــــــــ♥روآز نوشته است:
حاج خانومو خوب اومــــدی قارداش

فوکولی

تنکس مای سیستر fly فوکولی

__________________________________
سیگاری نیستم اما
هنوز دارم از بهمنی میکشم
که پدرم سال پنجاه و هفت روشن کرد... ..




بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 12:14

نقل قول :

تنکس مای سیستر fly فوکولی

fly یعنــی چی؟؟؟ جرأت داری وایسا
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
kamyab
مدیر بخش ادبی
مدیر بخش ادبی
avatar

شمار پست‌ها : 1379
اعتبار : 266
تاریخ پیوستن : 2012-02-04
سن : 27
ایمیل : kamyabsecret@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 12:31

fly یعنی پرواز دیگه خیلی عصبی 2 خیلی عصبی 2

__________________________________
سیگاری نیستم اما
هنوز دارم از بهمنی میکشم
که پدرم سال پنجاه و هفت روشن کرد... ..




بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 12:53

واقعـــــــــــــــــا؟

نمیدونستم

ضربه به پیشونی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Amir_click
ناظر انجمن
ناظر انجمن
avatar

شمار پست‌ها : 2058
اعتبار : 191
تاریخ پیوستن : 2012-02-22
سن : 25
ایمیل : Amir_Alone90@yahoo.com
ذكر

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 13:37

نوکرتم داداش(داداش رو با لهجه شدید ترکی بخون با تشدید روی ش) گل
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
پــــــــــــ♥روآز
مدیر بخش آشپزی
مدیر بخش آشپزی
avatar

شمار پست‌ها : 2457
اعتبار : 253
تاریخ پیوستن : 2012-03-13
انثى

پستعنوان: رد: داستان پیر مرد دانا   11/7/2012, 13:50

داداش به ترکی روی ش تشدید داره؟؟؟

جادوگر
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
داستان پیر مرد دانا
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن‌ :: مطالب گوناگون :: ادبیات :: داستان-
پرش به: